مهیارجونمهیارجون، تا این لحظه: 18 سال و 3 ماه و 27 روز سن داره

سیدمهیار قدمگاهی

بدون عنوان

امروز با دایی احسان و خاله و عزیز بابا بزرگ رفتیم روستا عروسی هر موقع قرار با دایی جایی بریم دیگه به هیچ عنوان از سجاد و میلادجدا نمیشی یا اونا باید بیان تو ماشین ما یا شما بری تو ماشین دایی جون بشینی بعدا از ده دقیقه هم دعوا میکنید ولی نمیدونم چه راز بین شماها هست که هر چقدر دعوا میکنید باز موقع خداحافظی با هم اشتی میکنید
27 مرداد 1392

برف بازی 91

  طبق معمول هر سال امسال هم رفتیم برف بازی با پارسا دوستت  رفتیم بالای کوههای طرقبه اولین برف امسال بود اما چه برف  قشنگی بود همه جا یک دست سفید چند عکس ضمیمه واست گذاشتم  
27 مرداد 1392

بدون عنوان

قرار بریم تهران خونه عمو محمد که از اونجا با متین و مامان و باباش دسته جمعی بریم رامسر  هر موقع میریم مسافرت تا لحظه اخر بهت نمیگم چون مدام سوال میکنی با کی میریم کی میریم کی میرسیم از بس سوال میپرسی ترجیح دادم بهت نگم
27 مرداد 1392