بدون عنوان
امروز با دایی احسان و خاله و عزیز بابا بزرگ رفتیم روستا عروسی هر موقع قرار با دایی جایی بریم دیگه به هیچ عنوان از سجاد و میلادجدا نمیشی یا اونا باید بیان تو ماشین ما یا شما بری تو ماشین دایی جون بشینی بعدا از ده دقیقه هم دعوا میکنید ولی نمیدونم چه راز بین شماها هست که هر چقدر دعوا میکنید باز موقع خداحافظی با هم اشتی میکنید
نویسنده :
مامی مهیار
17:26









